وقتی شیعه هندی زائر حرم امام حسین می شود

کم کم بسیاری از همسایه ها داشتندبه او مشکوک می شدند.آن «شیعه هندی»،همسایه ای جدید بود و نزدیک به شش ماه می شد که به «کربلا» آمده بود.او زادگاهش «هندوستان» را برای همیشه رها کرده بود تا بقیه ی عمرش را در کربلا،در مجاورت مزار امام حسین (ع) و یاران با وفایش زندگی کند.ظاهرش نشان می داد که آدمی جلیل القدر است،کما اینکه مرحوم فاضل دربندی نیز در کتابش به نام «اسرا الشهادۀ»از آن شیعه ی هندی به عنوان یکی از بزرگان هند یاد کرده است؛اما او در این شش ماه،حتی یک بار هم به حرمین شریفین نرفته بود!شیعه هندی در یکی از محله های کربلا خانه ای تهیه کرده بود و حالا بعد از شش ماه،بسیاری از همسایه ها،او و خانواده اش را به خوبی می شناختند.همه همسایه ها و آدم هایی که در این شش ماه با او دیدار و برخوردی کرده بودند،او را شیعه ای معتقد و با تقوا یافته بودند؛اما به مرور و با گذشت زمان؛بعضی ها متوجه یک موضوع غیر عادی درباره ی اوشده بودند.آن موضوع باعث شده بود تا بعضی از همسایه ها فکرهای ناخوشایندی نسبت به او پیدا کنند و رفته رفته گاهی این فکرها بر زبانشان نیز جاری می شد.آن موضوع در واقع خیلی عجیب بود.آن شیعه ی هندی در همه ی این شش ماهی که در کربلا ساکن شده بود،حتی یک بار هم به حرم سیدالشهدا(ع) مشرف نشده بود!فقط در طول این شش ماه گاهی بعضی از همسایه ها مشاهده کرده بودند که او به بالای پشت بام خانه اش می رود و روی به سوی بارگاه امام حسین (ع)،به آن حضرت سلام می دهد و زیارتی می خواند و پایین می آید.عاقبت،داستان و ماجرای شیعه هندی به گوش مرحوم سید مرتضی رسید.مرحوم سید مرتضی در آن زمان یکی از دانشمندان و علمای بزرگ کربلا بود و در بین مردم و ساکنان کربلا مشهور به نقیب بود.جناب نقیب،بعد از شنیدن و پی بردن به داستان و ماجرای شیعه ی هندی به خانه ی او رفت و بعد از سلام وعلیک و احوال پرسی های معمولی شروع به سرزنش و ملامت شیعه ی هندی کرد و با صراحت به او گفت:در مذهب اهل بیت عصمت و طهارت (ع) یکی از آداب و دستورهای زیارت این است که به حرم داخل بشوی و عتبه و ضریح را ببوسی؛ولی این روش و طریقه تو که فقط از بالای پشت بام خانه ات آن حضرت را زیارت می کنی اختصاص به شیعیان و مؤمنانی دارد که در شهرها و کشورهای دیگر زندگی می کنند و برای آنها ممکن نیست تا در کربلا و در داخل حرم سیدالشهدا (ع) حاضر شوند.از حالت و چهره ی شیعه ی هندی پیدا بود که صحبت های نقیب او را بسیار مضطرب و نگران کرده است.او بعد از گوش کردن به همه ی حرف های نقیب،با حالتی از روی خواهش و التماس گفت:یا نقیب! من از شما انتظار و توقع دارم تا هر مقدار از مال دنیا که بخواهی از من بگیری؛ولی در عوض مرا مأمور به داخل شدن به حرم سید الشهدا(ع) نفرمایی و مرا به کلی از این کار معاف کنی.سید مرتضی از این سخن بسیار ناراحت و دلخور شد و جواب داد:من به خاطر مال دنیا این حرف را نگفتم؛بلکه این روش زیارت تو را در صورت ساکن بودن در کربلا بدعت و منکر می دانم و نهی از منکر واجب است.

شیعه ی هندی با توجه به آن حرف های صریح و بی پرده ی جناب نقیب،دیگر هیچ حرفی برای گفتن نداشت.او دیگر بر خود واجب می دانست که از توصیه ی او پیروی کند.بعد از رفتن نقیب،شیعه ی هندی بلند شد و رفت تا غسل زیارت کند.بعد از آن،یگی از بهترین لباس هایی را که داشت،پوشید و پاک و پاکیزه و با پایی برهنه از خانه اش بیرون آمد.شیعه ی هندی به سوی بارگاه و حرم سید الشهدا(ع) در حرکت بود.هر چه بیشتر به حرم نزدیک تر می شد،خضوع و خشوعش بیشتر جلوه پیدا می کرد.بعد از دقایقی به درهای حرم رسید و خودش را در جلوی درهای صحن برروی  زمین انداخت و به شدت به گریه افتاد.برای بسیاری از زائرانی که از کنارش رد می شدند،گریه ها و ناله های او دیدنی بود.جناب نقیب به شیعه ی هندی گفته بود که یکی از آداب و دستورهای زیارت این است که عتبه و ضریح را ببوسی و حالا او در حالی که خود را بر روی زمین انداخته بود،تند تند عتبه و درهای صحن شریف را می بوسید.زمانی که شیعه ی هندی از روی زمین بلند شد تا به داخل حرم برود،بدنش به طور محسوسی می لرزید.زمانی که به یکی از کفشداری های حرم نزدیک شد،رنگ و رویش زرد شده بود.او در جلوی کفش داری نیز خودش را بر روی زمین انداخت و شروع به بوسیدن زمین کرد.بعد از لحظاتی همانند کسی که در حال جان دادن و احتضار باشد از روی زمین بلند شد و وارد ایوان شد.او فقط چند متر با مرقد مطهر مولایش،حسین بن علی (ع) فاصله داشت.با هر سختی و مشقتی بود،به رواق وارد شد.به محض اینکه چشم های گریان و برافروخته اش به ضریح مبارک و شش گوشه ی امام حسین (ع)افتاد،صدا زد:اهذا مصرع سیدالشهدا(ع)؛آیا اینجا همان جایی است که حسین (ع) بر زمین افتاد؟اهذا مقتل سیدالشدا(ع):آیا اینجا همان جایی است که حسین (ع) کشته شد؟و سپس فریادی کشید و در همان نزدیکی های ضریح،نقش بر زمین شد.همه ی زائران،مات و مبهوت مانده بودند.لحظاتی نگذشت که عده ای به دور بدن شیعه ی هندی حلقه زدند.باور کردنی نبود؛اما حقیقت داشت.او پرواز کرده بود او جان داده بود.......   

   "ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه" 
 
 
  مختار: تو چرا از قافله عشق جا ماندی؟
  کیان: راه گم کردم ابو اسحاق
  مختار: راه‌بلدی چون تو که راه را گم کند، نا بلدان را چه گناه‌؟
  کیان: راه را بسته بودند از بیراهه رفتم، هر چه تاختم مقصد را نیافتم،وقتی به نینوا رسیدم خورشید بر نیزه بود
  مختار: شرط عشق جنون است ما که ماندیم‌، مجنون نبودیم.





پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت در محلات شهر، خرج تحصیل خود را بدست میآورد یک روز به شدت دچار تنگدستی شد. او فقط یک سکه ناقابل در جیب داشت. در حالی که گرسنگی سخت به او فشار میاورد، تصمیم گرفت از خانه ای تقاضای غذا کند. با این حال وقتی دختر جوانی در را به رویش گشود، دستپاچه شد و به جای غذا یک لیوان آب خواست. دختر جوان احساس کرد که او بسیار گرسنه است. برایش یک لیوان شیر بسیار بزرگ آورد. پسرک شیر را سر کشیده و آهسته گفت: چقدر باید به شما بپردازم؟ دختر جوان گفت: هیچ. مادرمان به ما یاد داده در قبال کار نیکی که برای دیگران انجام می دهیم چیزی دریافت نکنیم. پسرک در مقابل گفت: از صمیم قلب از شما تشکر می کنم. پسرک که هاروارد کلی نام داشت، پس از ترک خانه نه تنها از نظر جسمی خود را قویتر حس می کرد، بلکه ایمانش به خداوند و انسانهای نیکوکار نیز بیشتر شد. تا پیش از این او آماده شده بود دست از تحصیل بکشد. سالها بعد... زن جوانی به بیماری مهلکی گرفتار شد. پزشکان از درمان وی عاجز شدند. او به شهر بزرگتری منتقل شد. دکتر هاروارد کلی برای مشاوره در مورد وضعیت این زن فراخوانده شد. وقتی او نام شهری که زن جوان از آنجا آمده بود شنید، برق عجیبی در چشمانش نمایان شد. او بلافاصله بیمار را شناخت. مصمم به اتاقش بازگشت و با خود عهد کرد هر چه در توان دارد، برای نجات زندگی وی بکار گیرد. مبارزه آنها بعد از کشمکش طولانی با بیماری به پیروزی رسید. روز ترخیص بیمار فرا رسید. زن با ترس و لرز صورتحساب را گشود. او اطمینان داشت تا پایان عمر باید برای پرداخت صورتحساب کار کند. نگاهی به صورتحساب انداخت. جمله ای به چشمش خورد: همه مخارج با یک لیوان شیر پرداخته شده است. امضا دکتر هاروارد کلی زن مات و مبهوت مانده بود. به یاد آنروز افتاد. پسرکی برای یک لیوان آب در خانه را به صدا در آورده بود و او در عوض برایش یک لیوان شیر آورد. اشک از چشمان زن سرازیر شد. فقط توانست بگوید: خدایا شکر... خدایا شکر که عشق تو در قلبها و دستهای انسانها جریان دارد. آرزوتوازخدابخواه،بعدآیه زیروبخون:بسم الله الرحمن والرحیم لاحول ولاقوه الابالله العلی العظیم،

درسهای بسیار بزرگ کلمات

 
 

سازنده ترین کلمه ((گذشت))است...آن را تمرین کن.

پر معنی ترین کلمه ((ما))است...آن را به کار بر.

عمیق ترین کلمه(( عشق)) است...به آن ارج بده.

بی رحم ترین کلمه((تنفر))است...با آن بازی نکن.

خود خواهانه ترین کلمه((من))است...از آن حذر کن.

ناپایدار ترین کلمه ((خشم ))است...آن را فرو بر.

بازدارنده ترین کلمه((ترس))است...با آن مقابله کن.

با نشاط ترین کلمه((کار))است...به آن بپرداز.

پوچ ترین کلمه((طمع))است...آن رابکش.

سازنده ترین کلمه((صبر))است ...برای داشتنش دعا کن.

روشن ترین کلمه((امید))است...به آن امیدوار باش.

ضعیف ترین کلمه ((حسرت))است...آن را نخور.

تواناترین کلمه((دانش))است...آن را فراگیر.

محکم ترین کلمه ((پشتکار))است...آن را داشته باش.

سمی ترین کلمه((شانس))است...به آن امید نباش.

لطیف ترین کلمه((لبخند))است...آن راحفظ کن.

ضروری ترین کلمه((تفاهم))است...آن را ایجاد کن.

سالم ترین کلمه((سلامتی))است...به آن اهمیت بده.

اصلی ترین کلمه((اعتماد))است...به آن اعتماد کن.

دوستانه ترین کلمه((رفاقت))است...از آن سواستفاده نکن.

زیباترین کلمه((راستی))است...با آن رو راست باش.

زشت ترین کلمه((تمسخر))است...دوست داری با تو چنین شود؟؟؟

موقرترین کلمه((احترام ))است...برایش ارزش قایل شو.

آرامترین کلمه((آرامش))است...به ان برس.

عاقلانه ترین کلمه((احتیاط))است ...حواست راجمع کن.

دست و پا گیرترین کلمه((محدودیت))است...اجازه نده مانع پیشرفتت شود.

سخت ترین کلمه((غیر ممکن))است...وجود ندارد.

مخرب ترین کلمه((شتابزدگی))است...مواظب پله های پشت سرت باش.

تاریکترین کلمه((نادانی))است...آن را با نور علم روشن کن.

کشنده ترین کلمه((اضطراب))است...آن را نادیده یگیر.

صیورترین کلمه((انتظار))است...منتظرش بمان.

باارزش ترین کلمه((بخشش))است...سعی خود را بکن.

قشنگنرین کلمه((خوشرویی))است...راز زیبایی در آن نهفته است.

رساترین کلمه((وفاداری))است...بدان که جمع همیشه بهتر از یک فرد بودن است.

محرک ترین کلمه((هدفمندی))است...زندگی بدون آن پوچ است.

و هدفمندترین کلمه((موفقیت))است پس پیش بسوی آن.

 
 

خـــــداوندا . . .
پنجـــــــره ای بگشـــــــا ... ســــــوی چشــــم هـــای منتظـــرم... کـــــه هــوای دلــــــــم،سخـــت بـــارانی‌ســـت...
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
باز عاشوراییان پیدا شدند / باز هم سوداییان شیدا شدند

اربعین غصه های گل کجاست / اربعین ناله بلبل کجاست

اربعین عشق، عباست چه شد / اربعین، فریاد احساست چه شد . . .

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

خدا تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود.....
تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد...
با پای شکسته هم میتوان سراغش رفت...
تنها خریداریست که اجناس شکسته رابهتر بر میدارد...
تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند...
وقتی همه پشت کردنداغوش میگشاید...
وقتی همه تنهایت گذاشتند مرحمت میشود..
وتنها سلطانی است که دلش با بخشیدن ارام میگیرد نه با تنبیه کردن..
پس خدا را برایم ارزو کن...................

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است . پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچ های غربت

فرقی نمی کند......کجآ.......یــآ...ک‍ِی!
در هیــاهوی این شهر
هرکجا و هروقت دچار واهمه شدی
با "ایمانت" وضو بگیر
زیــر لب
نیت کن
"حجآب می کنم قربة الی الله"

با همه بی سرو سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
حرف بزن حرف بزن... ابر مرا باز کن
دیرزمانیست که بارانی ام
آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه طوفانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته زدریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی ام
خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه می دانی ام؟؟؟
ها به کجا می کشی ام خوب من...
ها نکشانی به پشیمانی ام...
 

خرفه   نام محلی پرگو

نام علمی : portulaca oleracea L

خانواده : Portulacae

نام متداول : Purslane

گیاهشناسی : خانواده خرفه شامل گیاهان آبدار بسیاری میباشد.P. oleracea  یک گیاه علفی، شیره دار، یک ساله و جهانی میباشد. بعضی ها آن را به خاطر روند رشدش به عنوان علف هرز در نظر میگیرند!خرفه 30- 10سانتیمتر میروید و واجد ساقه ای قهوه ای متمایل به قرمز، برگ های متناوب گوه شکل و دسته های گل زرد دارای 4  تا 6 گلبرگ میباشد که در تابستان شکوفا میشوند. دانه های زیاد آن سیاه، براق وسفت میباشد. گیاه خاک شنی را ترجیح  میدهد. به طور عمده، گیاه، افشرده دانه ها مصرف میشوند.  

تاریخچه : در زمانهای باستان ، خرفه یکی از گیاهان ضد جادو در نظر گرفته میشد که جهت حفاظت علیه روح شیطان به کار می رفت.کاربرد خرفه حداقل به 2000 سال پیش برمیگردد، که قبل از این زمان به خوبی به عنوان غذا مصرف میشده است. رومیان باستان خرفه را جهت درمان کرم های روده ای، سردرد و تقویت معده استفاده میکردند.  به عنوان یک سالاد سبزیجات  قسمتی از رژیم غذایی استرلیایی ها،ایتالیایی ها،چینی ها و فرانسوی ها بود.  

کاربرد : خرفه در مشکلات گوارشی سودمند است،آثار ضد قارچ و ضد میکروبی دارد، از نظر ویتامین و مواد معدنی غنی است، فعالیت آنتی اکسیدان چشمگیر داشته و به عنوان یک منبع غذایی استفاده می شود

سبزی پرگ یا پرگو(لامرد)

علمی :   Portulaca Olevacea
فارسی : خرفه 
محلی : پُرگ ـ پُرگو

 خرفه گیاهی است یکساله ساقه این گیاه اغلب خوابیده و در سطح زمین منشعب می باشد ، برگهای این گیاه گوشتی ساده با حاشیه های صاف ، رأس گرد و بدون دمبرگ می باشد . وحشی آن خزنده با ساقه های خوابیده کمی قرمز و با برگهای دایره ای گوشتی که دور گلهای کوچک  زردرنگ آن ظاهر می شوند و نوع پرورشی آن برگهای گوشتی کلفت و تخم آن سیاه کوچک می باشد.
تکثیر آن بوسیله بذر می باشد که در ماههای اردیبهشت تا تیرماه می کارند ، خاک مزرعه باید غنی باشد چون احتیاج به آب زیاد دارد ، آبیاری آن باید مرتب صورت گیرد . خرفه از نظر طبیعت طبق نظر حکمای طب سنتی خیلی سرد و تر و دارای نیروی قابضه و مدر است و معتقدند که برگ و ساقه آن مسکن صفرا است و حرارت خون و کبد و معده را تسکین می دهد . خونریزی را از هر عضوی قطع می کند و همچنین برای خرد کردن سنگ مثانه و ازدیاد بول مفید است .
تخم آن ضد کرم کدو است و عصاره ساقه و برگ آن برای بیماریهای کبد و بیماریهای کمی ویتامین C مفید است .
اگر برگ و ساقه آن را مانند سالاد و با سرکه بخورند برای درد کلیه بسیار نافع است . ضماد برگ و ساقه آن به تنهایی برای تسکین حرارت اعضاء و سوختگی آتش مفید و اگر بر معده و کبد  گذارند برای تسکین حرارت آن مفید است . ضماد ریشه آن برای زگیل قوی تر از ضماد گیاه است و اسراف در خوردن آن نور چشم را کاهش می دهد .
تحقیقات نشان داده که در خرفه ماده شیمیایی بنام اسید چرب امگاء ۳ وجود دارد که عامل مؤثری برای کاهش کلسترول و فشار خون است و از این نظر این گیاه را در ردیف گیاهان ارزشمند ضد سرطان و ضد فشار خون قرار می دهند و به علاوه دارای مقدار قابل ملاحظه ای ویتامین C است که آن هم از ضد اکسید کننده ها است و ضد عامل سرطان زا می باشد.

کاش بودید!

چفیه‏های خون آلود، بر شط آرامش پل بسته‏اند. در لایه‏های زیرین هستی، غوغایی است. قسم به نام سرخ شهادت که پس از جنگ، راهی که شما به خون گلو پیموده‏اید، به خون دل می‏رویم. ما هر روز، در راه مولای شهیدان روی زمین، فلسفه می‏خوانیم و هر شام، عده‏ای پشت سیم‏خاردار ابتذال گیر می‏کنند. هر روز، روز شماست؛ کاش بودید!

 



استبرق


نام علمی :  Calotropis
نام فارسی:          استبرق
نام محلی :           خرگ

استبرق گیاه دائمی است و تا ۷۵ سانتی متر رشد می کند ، گلدهی از تیر تا شهریور ماه می باشد و گرده افشانی بوسیله زنبور ، حشرات و پروانه ها صورت می گیرد و در خاکهای شنی و لومی بازهکشی خوب رشد می کند این گیاه دمای ۲۰ درجه زیر صفر را تحمل می کند ، گلهای این گیاه حشرات را به تله می اندازد.
از گیاه استبرق می توان چیزی لطیف تراز ابریشم بدست آورد و ما می توانیم بجای کرم ابریشم ، از ابریشم حاصل از گیاه کویری استبرق که بسیار لطیف سفید و با کیفیت است استفاده کنیم .
از استبرق می توان داروهای ضد اسهال تولید کرد. ریشه تلخ استبرق خلط آور ، ضد نفخ ، ادرار آور ، معرق مقوی  می باشد و دارای اثر قی آور شدید است. از ریشه های پودر شده استبرق ضمادی تهیه می کنند که در درمان ورم سوختگی ، زخمها ، سستی اندام بدن و غیره بکار می رود . از پوست استبرق فیبری می سازند که می توان از آن ریسمان و لباس تهیه کرد ، بذر آن ۲۱% روغن نیمه خشک دارد.
در برخی از نواحی هند و مالزی از ریشه این گیاه در مداوای جذام ، برخی بیماریهای جلدی مانند سوداء و رفع سیفلیس استفاده می شود، شیرابه شیری رنگ آن در بعضی نواحی هند جهت درمان بر روی تومور و التهاب ها اثر داده می شود

منبع:(http://terakmeh.com/1388/09/25/%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%AE%D8%B1%DA%AF/

باز باران با ترانه
میخورد بر بام خانه
یادم آمد كربلا را،
دشت پرشور و بلا را،
گردش یك ظهر غمگین،
گرم و خونین،
لرزش طفلان نالان،
زیر تیغ و نیزه ها را،
با صدای گریه های كودكانه
وندرین صحرای سوزان،
میدود طفلی سه ساله
پر زناله ، دلشكسته ، پای خسته
باز باران ، قطره قطره،
میچكد از چوب محمل،
آخ باران
کی بباری برتن عطشان یاران
ترکنند از آن گلو را

آخ باران .. آخ باران

گیاهان دارویی لامرد(خیار تهلو)

نام فارسی : هندوانه ابوجهل (حنظل)
نام  علمی  : Colocynth =  Bitter cucumber
نام محلی  :  خیار تهلو

این میوه که بنام خیار تلخ و سیب تلخ نیز موسوم است خوراکی نیست بلکه مصرف پزشکی دارد. برای مصرف پزشکی و استفاده های درمانی میوه رسیده گیاه را در فاصله ماههای تیر و مرداد می چینند و پس از خشک کردن ، به کمک کاردهای بسیار تیز پوست آن را جدا می کنند و یا قبل از خشک نمودن این عمل را انجام می دهند .
اثر شفابخش هندوانه ابوجهل :
ـ در مواردیکه مصرف یک مسهل قوی ضروری باشد از میوه این گیاه استفاده می شود زیرا هندوانه ابوجهل یا خیار تلخ دارای خاصیت مسهلی قوی با اثر قاطع می باشد.
ـ در موارد ضعف اعمال روده ، فلج امعاء و احشاء ، آب آوردن شکم ، بیماریهای کبد و انسداد مجاری صفراوی و گاهی نیز بعنوان قاعده آور بکار می رود.
ـ در احتقان و پرخونی مغز به منظور دور کردن خون از مغز و متوجه کردن آن به قسمتهای دیگر بدن مصرف می شود . در تمام موارد بالا مقدار مصرف از گرد میوه خشک شده حنظل ۰۶/ تا ۲۰/ گرم می باشد.
ـ میوه هندوانه ابوجهل چنانچه بکوبند و با سرکه مخلوط نموده روی کک مک و یا زگیل بمالند برطرف می شود.
ـ تخم یا دانه هندوانه تلخ را کوبیده بصورت ضماد در محل درد مفاصل قرار دهند اثر شفا بخش دارد .
ـ روغن خیار تلخ درمان کننده زگیل و کک مک است ، برای این منظور روغن مزبور را در محل بمالید.
ـ مسکن درد مفاصل است ، روغن خیار تلخ را بر مفاصل دردناک مالیده ، گرم نگه داشته شود.
ـ سنگینی گوش و صداهای غیر طبیعی که در گوش پیدا شده بر طرف می کند ، برای این منظور باید روغن خیار تلخ روزی سه مرتبه هر دفعه ۲ قطره در گوش بریزند.
ـ روغن خیار تلخ را بر کنار دندان بمالید ، ریشه دندان را سست نموده ، کشیدن دندان را آسان می کند.
جهت تهیه روغن خیار تلخ : آب خیار تلخ را گرفته به مقدار مساوی با روغن زیتون مخلوط نموده ، بجوشانید تا آبش تبخیر شود ، روغن خیار تلخ بدست می آید.
تذکر : خوردن هندوانه ابوجهل برای افرادیکه مبتلا به ورم روده هستند و برای بانوان حامله مضر و ممنوع می باشد.
هندوانه ابوجهل را در مواردی مشابه آنچه برای انسان گفته شد به منظور شفای حیوانات در دامپزشکی بکار می رود

منبع:سایت تراکمه(terakmeh.com)

گیاهان دارویی لامرد(توله)

خواص دارویی گیاه پنیرک

علمی :   Malvasylvestris
فارسی :   پنیرک
محلی : توله

 گیاهی است که به حالت خودرو می روید و ریشه های آن آبدار و ساقه آن استوانه ای شکل و برگهای آن بزرگ و دارای دمبرگ است.
خواص دارویی آن : پنیرک حاوی موسیلاژ (لعاب نباتی) و ویتامین های A-B-C است ، از برگ و گل این گیاه استفاده می شود ، ضد سرفه و مرهم سینه است ، خاصیت مسهل و نرم کننده دارد ، جوشانده آن برای عفونتهای مثانه و اسهال خونی و سرفه های شدید مفید و مؤثر است ، برگ و ریشه پنیرک را اگر به شکل ضماد در آورید و روی دمل و یا کورک بگذارید فوراً سرباز می کند . پنیرک اخلاط غلیظ را رقیق و اخلاط خیلی رقیق را معتدل می نماید . انسداد مجاری کبد را باز می کند و موجب ازدیاد ترشح ادراروشیرمی شود .ضمادسائیده برگ آن برای شکستگی اعضاء و گزیدن زنبور مفید است ، اگر با روغن زیتون مخلوط و تهیه شود برای سوختگی و گزیدن عقرب نافع می باشد.خوردن دم کرده شاخه و برگ آن با شکر برای رفع خشونت صدا و یرقان و سوزش مجاری ادرار مفید است. گل پنیرک برای زخم کلیه و سرشاخه های گلدار آن برای روده مفید می باشد. تخم آن برای معده های ضعیف مضر است.%