نمی دونم چه حکایتیه....
نمی دونم چه حکایتیه... بلا که نازل می شه، هم زمان چند تا با هم از زوایای مختلف
حالت رو جا می یارن./
- نمی دونم چه حکایتیه این دنیا... نه اومدنش دست خودمونه، نه رفتنش /.
- نمی دونم چه حکایتیه... یه مشت بادوم می خوریم ، آخریش تلخ از آب در می یاد/.
- نمی دونم چه حکایتیه... هر موقع می خوای شیک صحبت کنی، تپق می زنی /!
- نمی دونم چه حکایتیه...گذاشتن نی در اون قسمت ساندیس که نوشته " از این
قسمت باز کنید" سخت تره، ولی از اون یکی سمتش آسون تر!/
- نمی دونم چه حکایتیه... همیشه کلید آخری توی دسته کلید در رو باز می کنه!/
- نمی دونم چه حکایتیه... تو سربرگ امتحان همیشه جلوی نام، اسم و فامیل رو
کامل می نویسیم، بعد تازه می بینیم پایینش نوشته: نام خانوادگی /!
- نمی دونم چه حکایتیه... دست که تو کیفت می کنی، همه چی تو دستت می یاد به
جز اونی که دنبالشی!/
مدیر وبلاگ:خانم باقری